معنی حقوقی ازکار افتاده ‌کلی و تعریف آن در حقوق موضوعه / ترمینولوژی حقوقی

معنی حقوقی ازکار افتاده ‌کلی و تعریف آن در ترمینولوژی حقوق   کلمه ازکار افتاده ‌کلی در قوانین کشور به شکل ذیل تعریف شده است : بیمه‌شدگانی‌که ‌حداقل دو سوم ‌توانایی‌کارخود را ازدست داده باشند ونتوانند با اشتغال ‌به‌کار سابق‌ یا کار دیگری ‌که مناسب با وضع مزاجی و حرفه‌ای آن‌ها باشد بیش‌ازیک سوم مزد‌یا‌حقوق‌سابق…

Details

معنی حقوقی از کار افتاده و تعریف آن در حقوق موضوعه / ترمینولوژی حقوقی

معنی حقوقی از کار افتاده و تعریف آن در ترمینولوژی حقوق   کلمه از کار افتاده در قوانین کشور به شکل ذیل تعریف شده است : از کار افتاده به کسی اطلاق می‌شود که از نظر جسمی یا روانی قادر به تأمین معیشت خود از طریق انجام کاریا حرفه‌ای که بدان وسیله امرار معاش می‌کرده…

Details

معنی حقوقی از کار افتادگی‌کلی و تعریف آن در حقوق موضوعه / ترمینولوژی حقوقی

معنی حقوقی از کار افتادگی‌کلی و تعریف آن در ترمینولوژی حقوق   کلمه از کار افتادگی‌کلی در قوانین کشور به شکل ذیل تعریف شده است : از کار افتادگی کلی عبارت است از کاهش قدرت کار بیمه شده به نحوی که نتواند با اشتغال به کار سابق یا کار دیگری بیش از (3)/(1) از درآمد…

Details

معنی حقوقی از کار افتادگی دائمی و تعریف آن در حقوق موضوعه / ترمینولوژی حقوقی

معنی حقوقی از کار افتادگی دائمی و تعریف آن در ترمینولوژی حقوق   کلمه از کار افتادگی دائمی در قوانین کشور به شکل ذیل تعریف شده است : از کار افتادن دائمی به کارمندی اطلاق می‌شود که کارمند آسیب‌دیده پس از اتمام معالجه به تصدیق شورای عالی پزشکی نظامی نه تنها قادر به انجام کار…

Details

معنی حقوقی از کار افتادگی جزئی و تعریف آن در حقوق موضوعه / ترمینولوژی حقوقی

معنی حقوقی از کار افتادگی جزئی و تعریف آن در ترمینولوژی حقوق   کلمه از کار افتادگی جزئی در قوانین کشور به شکل ذیل تعریف شده است : از کار افتادگی جزئی عبارت است از کاهش قدرت کار بیمه شده به نحوی که با اشتغال به کار سابق یا کار دیگر فقط قسمتی از درآمد…

Details

معنی حقوقی از کار افتادگی و تعریف آن در حقوق موضوعه / ترمینولوژی حقوقی

معنی حقوقی از کار افتادگی و تعریف آن در ترمینولوژی حقوق   کلمه از کار افتادگی در قوانین کشور به شکل ذیل تعریف شده است : از کار افتادگی موضوع مقررات این فصل عبارت از عدم توانایی کامل و دائمی شخص به انجام دادن اموری که متعارفاً به آن اشتغال داشته است. (ماده 51 از…

Details

معنی حقوقی ارزیابی ذخایر و تعریف آن در حقوق موضوعه / ترمینولوژی حقوقی

معنی حقوقی ارزیابی ذخایر و تعریف آن در ترمینولوژی حقوق   کلمه ارزیابی ذخایر در قوانین کشور به شکل ذیل تعریف شده است : کاوش‌هایی است که جهت تعیین میزان اولیه (مرجع) توده زنده آبزیان صورت می‌گیرد. (بند 11 ماده 1 از آیین‌نامه اجرایی حفاظت و بهره‌برداری از منابع آبزی جمهوری اسلامی ایران مصوب 5/2/1378…

Details

معنی حقوقی ارزشیابی شغل و تعریف آن در حقوق موضوعه / ترمینولوژی حقوقی

معنی حقوقی ارزشیابی شغل و تعریف آن در ترمینولوژی حقوق   کلمه ارزشیابی شغل در قوانین کشور به شکل ذیل تعریف شده است : عبارت از مقایسه مهارت‌ها، مسئولیت‌ها، کوشش‌ها و شرایط محیط کار هریک از مشاغل سازمان به منظور تعیین ارزش و اهمیت نسبی آن‌ها با استفاده از معیارها و ضوابط مورد سنجش است.…

Details

معنی حقوقی ارزش ویژه سهام و تعریف آن در حقوق موضوعه / ترمینولوژی حقوقی

معنی حقوقی ارزش ویژه سهام و تعریف آن در ترمینولوژی حقوق   کلمه ارزش ویژه سهام در قوانین کشور به شکل ذیل تعریف شده است : عبارت است از مجموع سرمایه ثبت و پرداخت شده و اندوخته‌های آزاد قابل تقسیم و مانده حساب سود و زیان سنواتی. (بند 3 از تصویبنامه اجازه اقدام وزارتخانه‌های صنایع…

Details

معنی حقوقی ارزش کالای صادراتی و تعریف آن در حقوق موضوعه / ترمینولوژی حقوقی

معنی حقوقی ارزش کالای صادراتی و تعریف آن در ترمینولوژی حقوق   کلمه ارزش کالای صادراتی در قوانین کشور به شکل ذیل تعریف شده است : کالای صادراتی پس از تسلیم اظهارنامه از طرف مأموران گمرک مورد معاینه و ارزیابی قرار می‌گیرد. ارزش کالای صادراتی در گمرک عبارت است از بهای عمده‌فروشی بازار داخلی به…

Details